جای تبلیغات
بنر ۷۲۸×۹۰ — بالای پستها
پنجشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۴
13:30
معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری اعلام کرد: طرح ترافیک روز شنبه در تهران اجرا نمی شود.
به گزارش کیهان، محسن هرمزی گفت: بر اساس مصوبه شورای ترافیک تهران، در روزهایی که به دلیل ناترازی انرژی ادارات و نهادهای دولتی استان تهران تعطیل می شود، طرح ترافیک اجرایی نخواهد شد.
وی با تأکید بر اینکه لذا بر همین اساس شنبه اوّل شهریورماه طرح اجرا نمی شود، تأکید کرد: البته دقت داشته باشید که در روزهایی که به دلیل آلودگی هوا و افزایش ذرات معلق، تعطیل اعلام شود، طرح ترافیک اجرا می شود.
گفتنی است، با استناد به درخواست وزارت نیرو و مصوبات کارگروه مدیریت انرژی و به منظور کاهش مصرف انرژی و مدیریت بهینه منابع در زمان اوج بار شبکه برق، کلیه ادارات و نهادهای دولتی استان تهران روز شنبه اول شهریور تعطیل است.
این تعطیلی شامل واحدهای عملیاتی دستگاه های امدادی، درمانی، انتظامی، خدمات رسان و شعب کشیک بانک ها نخواهد بود.
یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۴
14:0

یکی از فواید فلسفه، چه در صورت غربی خودش و چه در صورت حکمت اسلامی آن، آبیاری اخلاق عملی است. درواقع شما در زندگی انسانی نیاز دارید که اخلاقیاتی داشته باشید. این اخلاقیات از جاهای مختلفی سرچشمه می گیرند. یکی از سرچشمه های آن، همین فلسفه و حکمت و اندیشه های آدمی است؛ اینکه آدم ها می نشینند و فکر می کنند تا ببینند که چه مدلی باید با دیگران مراودات اخلاقی داشته باشند.
نیچه ازجمله کسانی است که بسیار به این حوزه ها اندیشیده است، اما خب که چه؟ یک جایی نتیجه تفکرات او تعیین می کند که ما کلاً با آدم های بی شعور باید چطور برخورد کنیم. بخشی از اخلاق گراها می گویند که در برابر افراد پررو و بی شعور و قلدر و...، باید سکوت پیشه کنیم. اما چرا؟ توجیه آن در این است که اگر بخواهیم با افراد بی شعور درگیری اخلاقی و رفتاری پیدا کنیم، شاید خودمان شبیه آنها بشویم. البته اگر سکوت ما ناشی از این فلسفه و دیدگاه باشد، جای دفاع دارد، اما غالباً سکوت ما ناشی از موارد دیگر است. اما چه مواردی؟ نیچه می گوید گاهی که ما در برابر افراد بی شعور و این موقعیت ها قرار می گیریم، سکوت پیشه می کنیم؛ آن هم در حالی که می دانیم و دلمان می خواست جواب طرف مقابل را بدهیم. چرا چنین شد پس؟ به دلیل اینکه ما می ترسیم. چون می ترسیم، سکوت می کنیم. پس اگر خویشتنداری ما ناشی از آن باشد که می دانیم که قدرت برخورد داریم ولی به خاطر خودمان این کار را نمی کنیم، این می شود فضیلت. اما اگر این خویشتنداری ناشی از ضعف نفس ما و عدم اعتماد به نفس ماست، این می شود نوعی ترس. اما چون نمی خواهیم باور کنیم که ترسیده ایم، آن را با فضیلت های ساختگی جلد می کنیم.
به گفته نیچه، ما می ترسیم که مورد تأیید دیگران قرار نگیریم، از دیگران عشق نگیریم، به ما انگ بزنند که خیلی پرخاشگر و غیراجتماعی هستیم، به ما انگ خودخواهی بزنند. ترجیح می دهیم که در جریان این تقابل ها و اتهام ها قرار نگیریم، پس سکوت می کنیم. اما نتیجه این سکوت چه می شود؟ ما را به عنوان فردی ضعیف که قدرت دفاع از حقش را ندارد می شناسند و درنتیجه، بیشتر مورد چنین رفتارهایی قرار می گیریم. نیچه معتقد بود که این رفتارها، منجر به نداشتن اعتماد به نفس، خودسرزنش گری و درنهایت ایجاد نوعی کمال انحرافی در ما می شود. البته او کمی هم تند می شود و می گوید این فضیلت های مقوایی را کسانی ساخته اند که قدرت گرفتن حق شان را نداشته اند. و جالب اینکه این فضیلت های کاغذی، در ابتدای امر هم مورد تأیید همان افراد بی شعور و زورگو قرار گرفته است.
شاید با خودتان بگویید که اینکه خیلی بد است، ما مدام باید درگیر بشویم. شاید این نگاه کنفوسیوس بتواند این گره را باز کند: با کسانی که به تو نیکی کرده اند نیکی کن و با کسانی که به تو بدی کرده اند، به عدالت رفتار کن. در فرهنگ دینی خودمان نیز درباره شرم های اشتباهی صحبت بسیاری شده است. اگر شما نسبت به احقاق حق خودتان دچار شرم از دیگران شوید، این خودش نوعی ضداخلاق است. شما باید حق تان را بگیرید، اما نحوه و چگونگی گرفتن این حق که خودش منجر به یک ناحق دیگر نشود، اهمیت زیادی دارد.
یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۴
12:15
محمدعلی خداپرست
یکی از بزرگ ترین موانعی که بر سر راه پیری سالم در جامعه ما وجود دارد، باورهای فرهنگی نادرست است. بابک زمانی، رئیس انجمن متخصصان مغز و اعصاب ایران با بیان ان مطلب به همشهری می گوید: «یک گرفتاری بزرگ در جامعه ما این است که اطرافیان سالمندان مدام به آنها توصیه می کنند که استراحت کنند، خودشان را خسته نکنند و از استرس دور باشند، معلوم هم نیست این حرف های بی پایه و اساس از کجا وارد فرهنگ ما شده است.» او با تأکید بر اینکه این توصیه های سمی مهلک برای سلامت مغز هستند، عنوان می کند: «این باور که فرد مسن باید بازنشسته شود و در گوشه خانه بنشیند بزرگ ترین خیانت به اوست. بسیاری از سالمندان به ما می گویند: «مغز ما دیگر نمی کشد». اما باید پرسید چقدر از این احساس ناشی از ضعف واقعی مغز است و چقدر ریشه در افسردگی یا تلقین های اجتماعی دارد؟ وقتی فردی باور کند که دیگر توانایی ندارد، فعالیت های ذهنی و فیزیکی خود را متوقف می کند. این بی تحرکی به مرور زمان باعث تحلیل رفتن واقعی مغز و تسریع روند پیری می شود.» او با بیان اینکه افسردگی و انزوای اجتماعی دشمنان اصلی مغز فعال هستند و این باورهای غلط فرهنگی دقیقاً به همین 2 عامل دامن می زنند، تأکید می کند: «حدود 60 درصد توانایی های انسان تحت تأثیر ژنتیک و 40 درصد آن به عوامل اکتسابی و محیطی وابسته است. مغز دقیقاً مانند یک عضله عمل می کند، یعنی اگر از آن کار کشیده شود قوی تر و کارآمدتر می شود و اگر رها شود تحلیل می رود.»
کلید جوانی مغز
مطالعات چند راهکار ساده برای جوان نگهداشتن مغز پیشنهاد داده اند، ازجمله فعالیت بدنی منظم که خون رسانی به مغز را بهبود می بخشد. راهکار دیگر تغذیه سالم و توصیه سوم هم به چالش کشیدن مغز است، یعنی در هر سنی که قرار دارید کتاب بخوانید، یادگیری را رها نکنید، یک زبان جدید بیاموزید و از بازی های فکری و حل جدول هم دور نشوید. سالمندان نباید دچار انزوا شوند. به همین دلیل حفظ روابط اجتماعی به آنها تأکید می شود. بهتر است کار و فعالیت را هم رها نکنند. فعالیت های داوطلبانه، کار پاره وقت یا دنبال کردن علایق شخصی، مغز را سر پا نگه می دارد. نکته ای که زمانی هم آن را تأیید می کند این است: «مغز انسان تا آخرین لحظه زندگی قابلیت رشد، یادگیری و تطبیق را دارد و نباید فعالیتش متوقف شود.»
شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۴
16:19

«شوهر آهوخانم» نخستین اثر علی محمد افغانی است که وی طی سال های 1333 تا 1338 در زندان آن را نوشت. افغانی بعد از آزادی با هزینه شخصی خود اقدام به چاپ آن و در همان سال جایزه بهترین کتاب سال را از آن خود کرد. این رمان به طور کلی به موقعیت و جایگاه زنان حدود سال 1313 می پردازد و شاید نخستین رمانی باشد که مشکلات و مصائب چندهمسری را در تاریخ ادبیات داستانی ایران به طور ملموس عنوان می کند.
«شوهر آهوخانم» درواقع داستان زنی سنتی و سر به راه و منکوب در جامعه ای مردسالار است که موقعیتش در خانه با آمدن زنی سرکش و مدرن تر تهدید می شود. کتاب با قدرتی تمام واقعیت هایی را که زنان لایه های پایین جامعه با آن زندگی می کنند به تصویر می کشد و همچنین نکوهشی است نسبت به آیین چند همسری. شخصیت پردازی ظریف آن، فضاسازی دقیق و قلم قدرتمند علی محمد افغانی شوهر آهو خانم را به یکی از محبوب ترین کتاب های معاصر ادبیات فارسی تبدیل کرده است.
از مشخصه های نثر این کتاب تصویرسازی و شخصیت پردازی همراه با جزئیات دقیق است. همچنین خط داستانی، قصه ای پرکشش را دنبال می کند.
نشر نگاه، چاپ چهل و یکم رمان «شوهر آهوخانم» را به بهای 795 هزار تومان منتشر کرده است.
لینک خرید کتاب تا 10% تخفیف »
سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۴
16:35

رمان «فیل در تاریکی» نوشته قاسم هاشمی نژاد یکی از مهمترین آثار پلیسی در ادبیات فارسی است که سال 1358 برای نخستین بار به صورت کتاب به چاپ رسید. داستان مقابله جلال امین با باندی تبهکار در تهران است و تلاش او برای گرفتن انتقام خون برادرش حسین که توسط آنها به قتل رسیده.
جلال امین، شخصیت اصلی داستان، گاراژداری قدیمی است که برادرش حسین در آلمان تحصیل می کند. حسین در بازگشت برای جلال یک اتومبیل بنز آخرین مدل می آورد. شبکه ای تبهکار بدون اطلاع حسین در ماشینش هروئین جاسازی کرده اند و پس از ورود اتومبیل به ایران به دنبال آن هستند. حسین به دست تبهکاران به قتل می رسد و جلال برای گرفتن انتقام او به مقابله با آنها می پردازد. «فیل در تاریکی» رمانی نوآر به حساب می آید و تحت تأثیر رمان های پلیسی آمریکایی قرار دارد. فضای شهر، فضایی ترسناک و نمور با خیابان هایی نم گرفته است و مثل همه رمان هایی از این دست، به جای تأکید بر ماجراهای جنایی بر حالات درونی و انگیزه های روانی شخصیت ها تأکید می کند. نثر اثر از زیبایی و جذابیت خاصی برخوردار است و دلیل آن استفاده نویسنده از لهجه های مختلف زبان فارسی است، مانند لهجه های ارمنی، شیرازی و تهرانی. نام کتاب از یکی از حکایت های کتاب مثنوی معنوی مولانا گرفته شده است.
هاشمی نژاد، نویسنده این کتاب (زاده 1319 در آمل - درگذشته 13 فروردین 1395 تهران) نویسنده، روزنامه نگار، مصحح و مترجم ایرانی بود. او در دهه 1340 در روزنامه آیندگان نقد ادبی می نوشت و در سال 1358 یکی از بهترین رمان های پلیسی ایران را با نام «فیل در تاریکی» نوشت که مشهورترین اثر وی نیز به شمار می رود.
نشر هرمس این رمان 180 صفحه ای را به بهای 238 هزار تومان منتشر کرده است.
لینک خرید کتاب با 10% تخفیف »
شنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۴
21:12

کتاب «مردی که دو بار مرد» نوشته ریچارد آزمن با ترجمه محدثه احمدی، اثری جنایی و معمایی است که از نشر نون منتشر شده و در آن، نویسنده داستان 4 دوست بازنشسته را روایت می کند که سعی دارند پرونده های جنایی را حل کنند. این 4 نفر، الیزابت مأمور سابق MI5، ران رهبر سابق اتحادیه کارگری، ابراهیم روانپزشک بازنشسته مصری و جویس پرستار بازنشسته است. قهرمانان داستان که سالمندان دهکده کوپرزجیس هستند، قصد دارند مدتی را در آرامش بگذرانند، اما یک اتفاق همه چیز را به هم می ریزد. یکی از دوستان سابق الیزابت که او هم مأمور مخفی است از الیزابت درخواست کمک می کند. این مرد که در ابتدای داستان، مخاطب چیزی درباره او نمی داند به دزدی الماس هایی با ارزش 20 میلیون دلار از یک جنایتکار متهم شده و حالا تحت تعقیب است. قاتلانی حرفه ای به دنبال او هستند؛ افرادی که برای کشتن چند پیرمرد و پیرزن حتی پلک هم نمی زنند و از هیچ جنایتی ابا ندارند، اما گروه دوستان بازنشسته تصمیم دارند از دوست الیزابت محافظت و معمای دزدی را حل کنند. اعضای این گروه هفتادساله ها می خواهند قبل از رسیدن جنایتکاران آنها را پیدا کنند و حتی امیدوار هستند الماس ها را هم بیابند!
در بخشی از این کتاب می خوانیم: «نگاهی به ساعتش می اندازد. 3 ساعت چه زود گذشت! باید به خانه برگردد. سرش پر از ماجراجویی است؛ اوّل به جویس می گوید باید سگ بخرد و بعد هم ماجرای دستگاه پرداخت خودکار را تعریف می کند. حتماً جویس خودش خبر دارد. شاید هم برخلاف ابراهیم، با فناوری شان آشنا نباشد. وقتی در زندگی غرق می شوید، زمان زود می گذرد.»
لینک خرید کتاب تا 25% تخفیف »
پنجشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۴
22:26

در تاریکی اعماق آب، دوربین ها فقط یک مأموریت داشتند: کشف راز غذای دلفین ها. اما ناگهان، سایه ای شبح گون از مقابل لنز عبور کرد؛ موجودی با بدنی پهن و باله هایی که انگار برای پرواز در آب طراحی شده بودند. این یک کشف تصادفی اما تاریخی بود: ثبت تصویر یک «فرشته کوسه»، یکی از نایاب ترین موجودات اقیانوس که پس از 3 سال غیبت، دوباره در آب های ولز ظاهر شده است. این گونه که در لبه پرتگاه انقراض قرار دارد، آنقدر کمیاب است که هر مشاهده آن برای دانشمندان یک جشن محسوب می شود. این «فرشته» خجالتی، آخرین بار در سال 2021 در خلیج کاردیگان دیده شده بود و بازگشت غیرمنتظره اش، امید را به قلب زیست شناسان بازگردانده است. جالب اینجاست که این موفقیت، محصول جانبی پروژه ای با نام «کارآگاهان رژیم غذایی دلفین ها» بود. دکتر سارا پری، از مدیران «صندوق حیات وحش جنوب و غرب ولز» با هیجان اعلام کرد: «حضور فرشته کوسه در این منطقه، نشانه ای حیاتی از سلامت نسبی اکوسیستم است.» این مشاهده نه فقط یک رکورد علمی، بلکه زنگ خطری برای سیاستگذاران است تا بدانند چه گنجینه ارزشمندی زیر امواج پنهان شده و نیازمند حفاظت فوری است.
چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۴
16:52

فیلم «درس هایی که آموختم» به کارگردانی بالینت سیملر، محصول سال 2024 مجارستان، یکی از آثار قابل توجه در ژانر درام و کمدی است. این فیلم، داستان پسری 10 ساله به نام پالکو را روایت می کند که به تازگی از برلین به بوداپست نقل مکان کرده و به صورت ناگهانی با نظام آموزشی بسیار سختگیر و بد مجارستان روبرو می شود که هیچ از آن سر در نمی آورد. در کنار او، بوسی، معلم جوانی را که به تازگی کار خود را در این مدرسه آغاز کرده نیز شاهدیم؛ تنها کسی است که پالکو را درک می کند. این فیلم با بررسی نحوه برخورد در اشتباهات ما را به فکر وا می دارد که آیا در صورت برخورد بد و نادرست، از اشتباهاتمان درس می گیریم یا نه؟ و پرسشی مهم تر؛ آیا آموزگاران ما متوجه اشتباهات خود می شوند تا از آنها درس بگیرند؟ فیلم «درس هایی که آموختم» با پرداختن به موضوعات مهمی همچون نظام آموزشی سنتی و چالش های آن، تماشاگر را به تفکر وا می دارد. کارگردان با نگاهی دقیق، تضاد بین روش های قدیمی و نیازهای نسل جدید را به تصویر می کشد. اجرای طبیعی و صمیمی بازیگران، به ویژه پاول ماتیس در نقش پالکو و آنا مژولی در نقشی یوسی، قابل توجه است. آنها ارتباط عاطفی عمیقی با مخاطب برقرار می کنند. فیلمبرداری نیز با استفاده از نماهای ساده و بی پیرایه، فضای مدرسه و زندگی روزمره را به خوبی منتقل می کند. یکی از مهمترین پیام های فیلم «درس هایی که آموختم» این است که انسان ها همواره از اشتباه های خود درس نمی گیرند. نظام های آموزشی سنتی ممکن است با تکرار روش های ناکارآمد، فرصت یادگیری و رشد را محدود کنند.
تماشای آنلاین فیلم درس هایی که آموختم با دوبله فارسی هم اکنون از های یو »
چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۴
16:23
من از مشتریان همیشگی مترو و بی آر تی هستم، یعنی حتی گاهی مسیری را که برایم راحت تر است با تاکسی بروم ترجیح می دهم از مترو و بی آر تی استفاده کنم. چرایش را نمی دانم اما یکی از دلایلش این است که غالباً مترو و بی آر تی خنک ترند، البته به استثنای مسیرهای سربالایی بی آر تی که به روایت راننده ها اگر کولر بگیرند ماشین دچار زحمت اضافه می شود تا به مقصد برسد. در حالی که تاکسی ها غالباً به شدت از کولر ماشین شان مراقبت می کنند. بگذریم.
از رفتارهای عجیبی که در مترو غالباً مشاهده می کنم، این است که برخی از شهروندان به خودشان این اجازه را می دهند که مانع بسته شدن در مترو شوند. اما چرا؟ طبیعتاً چون خودشان دارند سوار می شوند. بعضی ها هم که دسته جمعی تردد می کنند، یک نفرشان از پله ها سریع پایین می دود و در مترو را نگه می دارد تا نفرات بعدی با افتخار تمام از راه برسند و فاتحانه وارد واگن ها شوند. اما از نکته های خیلی عجیب ترش این که، مثلاً یک نفر در واگن و نزدیک در می ایستد و وقتی می بیند عده ای از پله ها پایین می آیند که سوار مترو شوند، در را برایشان نگه می دارد تا داخل شوند. آنها هم که از این فردین بازی به وجد آمده اند تشکراتی نثار طرف مقابل می کنند و سوار می شوند. لابد این شهروند محترم هم فکر می کند که کار خوبی کرده و امروزم بدون کار خوب طی نشده است.
اما نکته مقابل این رفتار چیست؟ گاهی در مترو هستیم و راهبر اعلام می کند که بله! چه نشسته اید که در فلان و بهمان ایستگاه توقف نخواهیم داشت و بی زحمت در ایستگاه قبل تر یا بعدتر پیاده شوید. اما چرا باید مترو در یک ایستگاه توقف نداشته باشد؟ مگر ایستگاه به این منظور ساخته نشده؟ یکی از نکته هایش همین نگهداشتن درهاست. شما تصور کن که در طول روز چند نفر در یک خط، چندبار درها را نگه می دارند و هرکدام چند ده ثانیه و گاهی یکی دو دقیقه حرکت قطار را با وقفه روبرو می کند. اینها را که جمع کنید، می بینید چاره ای نمی ماند تا بعضی از ایستگاه های خلوت تر، قربانی این نیت خیر آن دسته از شهروندان بشوند. واقعاً اسم این رفتار را می شود کار خیر گذاشت؟ و چرا آنهایی که این کارها را می کنند، توجه ندارند که ممکن است رفتارشان چه تبعاتی داشته باشد؟ و چرا بخشی از ما، دست از این کارهایمان بر نمی داریم؟ کاری که نفعی کوتاه مدت برای یک یا چند نفر و زیانی بلندمدت تر برای همه مسافران آن خط می تواند داشته باشد. بیچاره آن ایستگاه هایی که باید تاوان این کار بعضی از شهروندان را پس بدهند و طبیعتاً کارمای مترویی یقه این افراد را خواهد گرفت و روزگاری در همان ایستگاه، قربانی همین کارمای شهری خواهند شد.
چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۴
15:47

کتاب «تا پایان این فصل تعطیل است» نوشته مری داونینگ هان با ترجمه الهه مرادی و میلاد بابانژاد، اثری در ژانر معمایی و پلیسی است که از سوی نشر پیدایش منتشر شده و به ماجرای جنایی در قالب یک داستان پرماجرا می پردازد. قهرمانان داستان، 2 پسر 13 ساله هستند که تلاش می کنند با کمک یکدیگر معمای قتلی را حل کنند. این کتاب با آنکه در ژانر ادبیات وحشت نوشته شده، می توان گفت درونمایه معمایی - پلیسی آن پررنگ تر است. داستان از یک خانه کلنگی آغاز می شود که پس از مدت ها به فروش رفته و به زودی خانواده ای ساکن آن می شوند که از راز آن آگاه نیستند. مالک قبلی آن خانمی به نام «دونالدسون» بوده که در همین خانه به قتل رسیده است. این خانه 3 سال خالی و بنگاهدار معاملات ملکی امیدوار بوده یکی از خارج از شهر که نمی داند در این خانه چه اتفاقی افتاده، آن را بخرد. پسرکی 13 ساله به نام «لوگان» همراه با خانواده اش پس از اسباب کشی به خانه متوجه راز آن می شود. لوگان و همسایه جدیدشان (آرتور) تصمیم می گیرند معمای این قتل را حل کنند. آنها برای حل این معما به شهربازی متروکه شهر می روند؛ جایی که پر از معما و خطر است. چگونه پای آنها به این دردسر باز شد؟ آنها راه نجاتی پیدا می کنند؟
این رمان برنده جایزه ادگار آلن پو و نیز نامزد جایزه کتاب کودکان دوروتی کانفیلد فیشر شده است. اگرچه معمای قتل، نقشی مرکزی را در داستان ایفا می کند، اما این دوستی میان 2 پسر تنها در شهری کوچک به نام «بیلز ویل» است که عمق و غنای بیشتری به این اثر می بخشد.
لینک خرید کتاب با 15% تخفیف »
جای تبلیغات
بنر ۷۲۸×۹۰ — بین پستها