آخرین مطالب
جای تبلیغات بنر ۷۲۸×۹۰ — بالای پست‌ها

دوپینگ نامرئی

دوپینگ نامرئی

یکی از اصلی ترین آرزوهای هر ورزشکار دوپینگی این است که مواد نیروزای مصرف کرده در آزمایش مشخص نشود و او بتواند به راحتی عناوین و مدال ها را از آن خود کند. با توسعه علم و فناوری، این موضوع تقریباً به امری نشدنی تبدیل شده است. با این حال، دانشمندان می گویند ماده ای را برای دوپینگ یافته اند که می تواند غیرقابل شناسایی بوده تا خیلی راحت پاسخ آزمایش ورزشکار منفی باشد.

شکل جدیدی از تقلب

رسوایی های دوپینگ دهه هاست که ورزش های حرفه ای را تحت تأثیر قرار داده است. اما اکنون یک شکل جدید از تقلب غیر قابل شناسایی که باعث می شود ورزشکاران سریع تر و برای مدت طولانی تر بدوند، برای نخستین بار توسط مقامات مورد بررسی قرار گرفته است. به نظر می رسد، «پیوند میتوکندری» (Mitochondrion) که در حال حاضر به عنوان یک روش درمانی برای نوزادان دچار «نقص قلب» استفاده می شود، توجه برخی از ورزشکاران را به خود جلب کرده است. کارشناسان پیش بینی کرده اند که برخی از آنها ممکن است هم اکنون از این روش برای به دست آوردن مزیت رقابتی استفاده کنند.

چگونه به افزایش عملکرد ورزشی کمک می کند؟

«میتوکندری ها» که بیشتر به عنوان «نیروگاه های سلولی» شناخته می شوند، مسئول تولید بخش عمده ای از انرژی شیمیایی یک سلول هستند. دانشمندان به تازگی نشان داده اند که می توان میتوکندری را از یک نوع عضله به نوعی دیگر منتقل کرد و این کار به طور قابل توجهی میزان انرژی تولید شده توسط سلول را افزایش داده و در نتیجه، استقامت و قدرت را بیشتر می کند. یک مطالعه در سال 2020 روی موش ها نشان داد که تزریق میتوکندری موش های جوان به موش های مسن تر باعث شد که آنها بتوانند 50 درصد بیشتر بدوند و 50 درصد سریع تر حرکت کنند. در حال حاضر آنچه بیش از همه کارشناسان را نگران کرده، سهولت نسبی انجام این فرایند است و اینکه پس از تزریق، میتوکندری تقریباً غیرقابل شناسایی می شود.

نگرانی استفاده در ورزش های حرفه ای

در حال حاضر، فرایند درمانی برای کودکان دارای «نقص قلب» شامل برداشت بافت از بخش دیگری از بدن، تصفیه میتوکندری و سپس تزریق آن به نواحی آسیب دیده است. پروفسور جیمز مک کالی، استادیار جراحی در بیمارستان کودکان بوستون می گوید که مشکوک است برخی افراد پیش تر از این روش برای بهبود عملکرد ورزشی خود استفاده کرده باشند. او در کنفرانس «انجمن آمریکایی پیشرفت علوم» (AAAS) در بوستون به خبرنگاران گفت: «من به طور دائم تماس هایی درباره این موضوع دریافت می کنم. این کار بسیار ساده است و دستورالعمل های آن دقیقاً روی وب سایت ما قرار دارد. می توانم تصور کنم که این روش برای افراد، به ویژه در ورزش های استقامتی، بسیار مفید باشد. تعجب می کنم اگر تا حالا انجام نشده باشد، چون خیلی راحت است.» گفته می شود که کارشناسان گروه مشورتی لیست مواد ممنوعه در آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (WADA) - که مسئول ایجاد شرایط عادلانه در رقابت های ورزشی هستند - این ماه موضوع پیوند میتوکندری را مورد بحث قرار خواهند داد.

شکلی جدید از دوپینگ با تأثیر بسیار

یکی از مشهورترین رسوایی های دوپینگ مربوط به لانس آرمسترانگ، دوچرخه سوار معروف بود که به دلیل دوپینگ خونی (روشی برای افزایش میران اکسیژن خون) و همچنین استفاده از استروئیدها، 7 عنوان قهرمانی متوالی خود در تور دو فرانس را از دست داد. علاوه بر این، بیش از 50 مدال المپیک از ورزشکاران روسیه به دلیل «دوپینگ سیستماتیک» پس گرفته شد. پیوند میتوکندری اما به تجهیزات و تخصص نسبتاً ساده ای نیاز دارد و می تواند مزایایی مشابه دوپینگ خونی داشته باشد؛ حتی در مقیاسی گسترده تر.

شکوه ابدی راجر

راجر فدرر

چندین تنیسور معرکه و اسطوره ای، بیش از 2 دهه، بارها تلاش کردند راجر فدرر را مغلوب کنند و برای همیشه او را کنار بزنند، اما هیچکدام نتوانستند روی شکوه این اسطوره زنده سایه بیندازند؛ تا اینکه زمان، رقیب بی رحم نوع بشر، یکی از بهترین ورزشکارانی که دنیا به خود دیده را مجبور به وداع با دنیای حرفه ای تنیس کرد.

راجر فدرر، اسطوره تنیس دنیا، 3 روز پیش رسماً با بیانیه ای غیرمنتظره اعلام کرد که بعد از مسابقات راد لیور که ماه آینده در لندن برگزار می شود، از دنیای حرفه ای خداحافظی می کند. کناره گیری او از تنیس، پایان دوره ای است که با درخشش خود او شروع شد و حالا با خداحافظی او به پایان می رسد. او در بیانیه اش، به شرایط فیزیکی خودش اشاره کرده و گفته است: «پیامی که اخیراً بدنم به من داده واضح است. من در 24 سال بیش از 1500 بازی انجام داده ام. حالا باید تشخیص بدهم که چه زمانی باید به زندگی رقابتی ام در تنیس پایان بدهم. (پیام من) به ورزش تنیس (این است): دوستت دارم و هرگز ترکت نمی کنم.»

فدرر در تمام 24 سالی که تنیس حرفه ای بازی کرده، بخشی از رقابت های بزرگ و تاریخی بوده؛ از پیت سمپراس و رکوردهایش گرفته تا تقابل افسانه ای با رافائل نادال و جوکوویچ. اما او همیشه فراتر از این تقابل ها بوده و هویت و اثرش، فراتر از آن است که در تقابل با دیگران تعریف شود.

فدرر در زمانی فصلی نوین از تنیس دنیا را گشود که برای بسیاری، تصور عبور از دستاوردها، افتخارات و اثرگذاری سمپراس و آندره آغاسی ناشدنی بود. اما شخصیت و ذهن متفاوت فدرر، بعد جدیدی به دنیای تنیس داد و نه فقط خودش قدم در مسیر جاودانگی گذاشت که راه را برای رافائل نادال و نواک جوکوویچ هم باز کرد.

فدرر کارش را در خانه شروع کرد و مثل بسیاری از اسطوره ها، در کنار زمین تنیس بزرگ شد. او در بازل، یکی از محبوب ترین رقابت هایی که در آن شرکت کرده و چند رکورد در آن به اسم خودش ثبت کرده، توپ جمع کن بوده و بعدها تنیس را در مرکز ملی تنیس سوئیس در همین شهر آموخت. او استعداد بی نظیر و آینده ای درخشان داشت اما معروف بود که خیلی زود از کوره در می رود. گفته می شود یک بار در 16 سالگی به خاطر پرت کردن راکت، به عنوان تنبیه مجبور به تمیز کردن توالت شده است. فدرر این رفتارها را اما قربانی جاودانه شدن تنیس کرد. او چند سال پیش گفته که حدود 2 سال روی خودش کار کرده تا به فرمول «یخ و آتش» برسد؛ آتش برای بردن و یخ و خونسردی برای جذب باخت ها و اشتباه ها؛ «بعد از آن بود که موفقیت های من از سقف هم بالاتر رفت.»

تصویری که بیشتر هواداران تنیس از فدرر دارند، خونسردی محض و وقار و جنتلمنی او در زمین و کنار آن بوده است. اما چندبار گریه ها و اشک های او، دریچه ای به شخصیت پرحرارت و جوشان او باز کرده اند؛ معروف ترین آنها، اشک های او بعد از قهرمانی معروفش در ویمبلدون بود. در 4 سال درخشان از 2003 به بعد، فدرر 11 گرنداسلم از 16 جام ممکن را کسب کرد. در 11 سال بعد، 8 جام دیگر به این لیست اضافه شد و هواداران چند بار دیگر اشک های مردی را دیدند که اعصاب پولادینش شهره عالم بود. در سال 2008، او 2 بار در ویمبلدون و اوپن فرانسه، در فینال مغلوب رافائل نادال شد، اینبار اشک های اندوه فدرر روان شد. سال بعد اما در غیبت نادال، فدرر، اوپن فرانسه، تنها جام معتبری که هرگز دستانش به آن نرسیده بود را بالای سر برد و اینبار نوبت اشک های شوق بود. تعداد گرنداسلم های او در عدد 17 ثابت مانده بود و بسیاری می گفتند فدرر تمام شده است تا اینکه او در سال 2017، در حالی که 35 سال داشت، در یکی از بهترین تنیس هایی که تاریخ به خود دیده، نادال، رقیب و دوستش را در یک بازی 5 سته و فراموش نشدنی شکست داد و قهرمان شد. یک سال بعد، او یک بار دیگر در لندن و ملبورن قهرمان شد تا تعداد جام هایش در گرنداسلم ها به 20 برسد.

هم نادال و هم جوکوویچ از این رکورد عبور کرده اند اما بسیاری فدرر را، اگر نه بهترین ورزشکار تاریخ، که بهترین تنیسور تاریخ می دانند. او چندبار به خاطر مصدومیت و جراحی سقوط کرد اما دوباره برگشت و خودش را بر بهترین تنیسورهای دنیا تحمیل کرد.

فدرر با بک هندهای یک دست و چشم نوازش و با ظرافت و نرمی ضربه هایش، یک هنرمند بود که نه فقط به اوج رسید که تنیس را وارد مرحله جدیدی از حیات کرد. تنیس بدون فدرر برای همیشه چیزی کم خواهد داشت.

لعنت به فعل خواستن!

حسن یزدانی

سال هاست هرکدام از تیم های ملی یا ورزشکاران ما (در ورزش های انفرادی) در مسابقات بین المللی شرکت می کنند، کارشناسان و مجریان تلویزیونی جمله ثابتی را پیش از آغاز مسابقه یا در خلال آن به زبان می آورند: «اگر فعل خواستن را صرف کنند / کند، حتماً پیروز می شوند / می شود.» این فعل خواستن چیست؟ چرا خیلی وقت ها درست صرف نمی شود. یعنی ورزشکاری که سال ها برای رسیدن به پیراهن تیم ملی تلاش کرده و می داند شاید دیگر چنین فرصتی برایش تکرار نشود، درست در لحظه اصلی زندگی اش در مسابقه حساس با مهمترین حریف، تصمیم می گیرد فعل خواستن را درست صرف نکند؟ یعنی ممکن است او نخواهد در چنین میدانی پیروز شود؟

به نظر می رسد داریم خودمان را فریب می دهیم. در دنیایی که ورزش یک علم است، نمی توان تنها با خواستن، پیروز شد. خیلی ها می خواهند و از صمیم قلب هم می خواهند قهرمان شوند؛ اما این خواستن، کافی است؟

همین روزهای اخیر، تیم ملی کشتی ایران در 2 رشته فرنگی و آزاد، نتایج ناراحت کننده و به دور از جایگاه ایران در کشتی را کسب کرد و ملی پوشان ما نتوانستند انتظارات را برآورده کنند. کسی که سال گذشته نقره گرفته بود در نخستین مسابقه اش باخت و از دور رقابت ها کنار رفت. گزارشگر با خنده می گوید هیچ کشتی گیر ایرانی تاکنون نتوانسته است فلان ورزشکار را شکست دهد. آن هم در طول بیش از یک دهه. آیا هیچکس نیست که بتواند فعل خواستن را صرف کند؟

چند هفته قبل تر، تیم ملی والیبال، مسابقه ای که از حریف با اختلاف زیاد پیش بود را باخت. آنها هم بلد نبودند؟ تا چند ماه دیگر تیم ملی فوتبال به جام جهانی می رود تا لابد اتوبوس خود را مقابل دروازه پارک کند. به این امید که آنها بلد باشند.

این وسط، چرا مربی و بدنساز و آنالیزور و... با تیم به مسابقات می روند؟ یک معلم ادبیات هم بلد است صرف فعل را آموزش دهد. پس راهنمایی چه می شود؟ ورزشکار در میانه مسابقه و آنجا که زیر فشار حریف، مدام امتیاز از دست می دهد، نمی داند باید چه کند. تیم / ورزشکار رقیب می داند چطور باید نقاط قوت ایرانی ها را خنثی کند؛ اما وقتی پس از شکست از مربی ایرانی می پرسند ورزشکار رقیب را چقدر می شناسید، خیلی ساده می گوید آشنایی با او ندارد. وقتی تیم دارد امتیاز از دست می دهد، مربی به جای آنکه راهکار بدهد، مدام به بازیکنان می گوید «نباید امتیاز از دست بدهد» همین. خب این را که من هم می دانم؛ اما چطور؟ به نظر می رسد جواب این سؤال را مربیان ما نمی دانند که اگر می دانستند اینطور به حریفان نمی باختیم.

جای تبلیغات بنر ۷۲۸×۹۰ — بین پست‌ها