
باورکردنی نیست که این تصویر با چشم اندازی روستایی و گوسفندانی در حال چرا، همان بلوار کشاورز امروزی تهران باشد. در این عکس تاریخی و کمیاب، نهر آب کرج که روزگاری در میانه این بلوار جریان داشت، دیده می شود.

باورکردنی نیست که این تصویر با چشم اندازی روستایی و گوسفندانی در حال چرا، همان بلوار کشاورز امروزی تهران باشد. در این عکس تاریخی و کمیاب، نهر آب کرج که روزگاری در میانه این بلوار جریان داشت، دیده می شود.

بیش از نیم قرن پیش، بانک ها برای حمل و نقل وجوه نقد از موتورهای سه چرخه استفاده می کردند و تا دهه 50 نیز رایج بودند. موتوری که در این تصویر مشاهده می کنید، متعلق به بانک سپه بود و چند سال پس از کنار گذاشته شدن، در یک دکان سبزی فروشی کشف و به موزه منتقل شد تا به یادگار بماند.

نخستین عکس از «دروازه ملل» در بخش شمال غربی تخت جمشید که در دوران خشایارشا (پسر داریوش بزرگ، حدود سده 5 پیش از میلاد) ساخته شد، حدود سال 1900 میلادی توسط آنتوان سوروگین ثبت شد. این دروازه محل ورود نمایندگان اقوام مختلف امپراتوری هخامنشی به کاخ های مرکزی بود. روی دیوارها و ستون های این دروازه نقش برجسته هایی از موجودات اسطوره ای دیده می شود که ترکیبی از گاو، شیر و انسان هستند؛ این موجودات نگهبان دروازه محسوب می شدند و در هنر آشوری و سپس هخامنشی به نماد قدرت و حراست از قلمرو پادشاه تبدیل شدند. در این عکس یکی از همین لاماسوها یا گاوهای بالدار با سر انسان دیده می شود که بخشی از پیکره اش نیز آسیب دیده است. 2 فرد حاضر در عکس هم با لباس سنتی قاجار و لباس نظامی آن زمان دیده می شوند که احتمالاً فرد همراه سوروگین و نگهبان مجموعه هستند. نخستین تصویر از دروازه ملل تخت جمشید هم اکنون در آرشیو موزه آرتور سکلر، زیرمجموعه موزه ملی هنر آسیا در شهر واشنگتن آمریکا نگهداری می شود.

تصویر معروف مظفرالدین شاه قاجار در کنار یک دستگاه گرامافون که آن دوران به «فونوگراف» شناخته می شد ثبت شده است. در این عکس، مظفرالدین شاه کنار دستگاه گرامافون نشسته و درباریان قاجار نیز مقابل او به صف ایستاده اند. این تصویر از آن جمله عکس هایی است که ورود تکنولوژی جدید به دربار قاجار را نشان می دهد. گرامافون در آن زمان به عنوان یک وسیله لوکس و مدرن شناخته می شد و ورود آن به ایران تحولی در عرصه فناوری و فرهنگ آن دوران ایجاد کرد.
مظفرالدین شاه، در سفر خود به اروپا در سال 1900، با دستگاه گرامافون آشنا شد. پس از بازگشت به ایران دستور داد دستگاهی مشابه وارد کشور شود. این دستگاه در دربار قاجار مورد استفاده قرار گرفت و به عنوان یک وسیله لوکس شناخته شد.
دستگاه گرامافون مورد استفاده در دربار قاجار، از نوع «سگ نشان» بود که در کمپانی های معروف آن دوره تولید می شد. این دستگاه به ویژه در نمایشگاه های جهانی مانند نمایشگاه 1900 پاریس معرفی شده بود و ورود آن به ایران نشان دهنده علاقمندی دربار قاجار به تکنولوژی های جدید بود. در مورد نحوه دقیق ورود گرامافون به ایران اطلاعات دقیقی در دست نیست. اما با توجه به سفر شاه به اروپا و دستور او برای واردات این دستگاه می توان نتیجه گرفت که ورود گرامافون به ایران در اواخر قرن نوزدهم میلادی (اوایل دهه 1900) صورت گرفته است.

گاهی تنها یک قاب کافی است تا شکوه پنهان یک سرزمین را به رخ بکشد. این دقیقاً اتفاقی است که برای تصویر خیره کننده «صادق جعفرپور» از پل سنگی اعجاب انگیز خراسان جنوبی رخ داده است؛ عکسی که این روزها در فضای مجازی قلب کاربران را تسخیر کرده و به سرعت دست به دست می شود. این پل شگفت انگیز که نه به دست انسان، که با صبر و حوصله باد و باران طی هزاران سال تراشیده شده، مانند یک طاق طبیعی بر فراز دره ای وسیع ایستاده است. حضور یک انسان روی این پل، مقیاسی از عظمت و ابهت این شاهکار طبیعت را به نمایش می گذارد و این حس را منتقل می کند که آدمی در برابر هنر بی بدیل آفرینش تا چه اندازه کوچک است. لنز دوربین صادق جعفرپور، فقط یک منظره را ثبت نکرده، بلکه دعوتی برای کشف ایران نادیده فرستاده است؛ گنجینه ای از زیبایی های بکر که منتظر یک نگاه کنجکاو هستند تا جهانی شوند.

میرزا رضا کرمانی قاتل ناصرالدین شاه قاجار بود. او 22 مردادماه 1275 شمسی در میدان مشق تهران به دار آویخته شد و این تصویر به دار آویختن او در آن روز گرم تابستانی در مرکز شهر تهران است. 3 ماه پیش از بر دار شدن میرزا، در اردیبهشت ماه همان سال، ناصرالدین شاه به ضرب 3 گلوله سلاح کمری میرزا رضا کرمانی پس از زیارت حرم شاه عبدالعظیم (ع) ترور شد و جان باخت. انگیزه اصلی قتل ناصرالدین شاه ظلم هایی بود که میرزا رضا در دوران زندگی خود با آن مواجه شده بود. این تصویر را آنتوان سوروگین، از نخستین عکاسان خارجی در ایران گرفته است که 50 سال از عمر خود را صرف عکاسی از نقاط مختلف ایران و مردم و آداب و رسوم و وقایع این کشور کرده بود. حاضران در اعدام میرزا رضا کرمانی عده ای از مردم تهران و درباریان بودند که در میدان مشق تهران برای تماشای اعدام قاتل شاه قاجار صف کشیده بودند. بر اساس روایات موجود از مراسم اعدام میرزا رضا کرمانی، خربزه ای بزرگ پیش از اعدام برای او آوردند و میرغضب گفت: «این آخرین خربزه ای است که می خوری.» اما میرزا رضا کرمانی ابراز ضعف نکرد و پاسخ میرغضب را اینگونه داد: «این چوبه دار را به یادگار نگه دارید. من آخرین نفر نیستم.» پس از این گفتگو میرزا رضا کرمانی به دار آویخته شد و جسد او 2 روز بالای دار ماند و سپس به گورستان حسن آباد تهران منتقل شد.

در تاریکی اعماق آب، دوربین ها فقط یک مأموریت داشتند: کشف راز غذای دلفین ها. اما ناگهان، سایه ای شبح گون از مقابل لنز عبور کرد؛ موجودی با بدنی پهن و باله هایی که انگار برای پرواز در آب طراحی شده بودند. این یک کشف تصادفی اما تاریخی بود: ثبت تصویر یک «فرشته کوسه»، یکی از نایاب ترین موجودات اقیانوس که پس از 3 سال غیبت، دوباره در آب های ولز ظاهر شده است. این گونه که در لبه پرتگاه انقراض قرار دارد، آنقدر کمیاب است که هر مشاهده آن برای دانشمندان یک جشن محسوب می شود. این «فرشته» خجالتی، آخرین بار در سال 2021 در خلیج کاردیگان دیده شده بود و بازگشت غیرمنتظره اش، امید را به قلب زیست شناسان بازگردانده است. جالب اینجاست که این موفقیت، محصول جانبی پروژه ای با نام «کارآگاهان رژیم غذایی دلفین ها» بود. دکتر سارا پری، از مدیران «صندوق حیات وحش جنوب و غرب ولز» با هیجان اعلام کرد: «حضور فرشته کوسه در این منطقه، نشانه ای حیاتی از سلامت نسبی اکوسیستم است.» این مشاهده نه فقط یک رکورد علمی، بلکه زنگ خطری برای سیاستگذاران است تا بدانند چه گنجینه ارزشمندی زیر امواج پنهان شده و نیازمند حفاظت فوری است.

سال 1349 بود که با شلوغ تر شدن تهران، عملیات ساخت بزرگراه مدرس که از مرکز شهر به سمت شمال شهر تهران کشیده شده، آغاز شد تا بلکه ترافیک پایتخت کمی کاهش پیدا کند. هنوز هم این اتوبان به دلیل موقعیت استراتژیک خود، یکی از مسیرهای پرطرفدار برای رفت و آمد بین شمال و جنوب شهر محسوب می شود و از خیابان های کلیدی عبور می کند و همین موضوع باعث دسترسی آسان به نقاط مختلف شهر شده است. پیش از انقلاب اسلامی این بزرگراه با نام شاهنشاهی شناخته می شد و طول تقریبی آن 9 کیلومتر بود. تصویری که تابلوی ابتدای این بزرگراه در آن مشخص است، ضلع شمال غربی میدان هفت تیر (25 شهریور سابق) را در سال 1349 نشان می دهد. خیابانی که در عکس می بینید، ابتدای خیابان «نمونه» است که تابلوی ابتدای بزرگراه در این محل نصب شده است. این خیابان در آن سال ها از ضلع شمال غربی میدان هفت تیر به سمت شمال و خیابان ناهید (مدائن سابق) به موازات و به جنوب خیابان شهید مطهری (تخت طاووس سابق) منتهی می شد. در سال 49 برای ساخت بزرگراه، ساختمان های ضلع غربی خیابان نمونه تخریب شد و مسیر بزرگراه مدرس بعد از تخریب ساختمان های معارض در مجاورت خیابان های مطهری و بهشتی (تخت طاووس و عباس آباد) و مناطق شمالی تر شهر ادامه یافت و با ساخت زیرگذر و پل در مسیر آن تا چهارراه پارک وی کشیده شد. ساختمانی که در سمت راست عکس مشاهده می کنید نیز با چنین نمایی هم اکنون در ابتدای این بزرگراه وجود ندارد و احتمالاً تخریب یا بازسازی شده است. در تصویر بعدی نیز نمایی از تقاطع خیابان بهشتی و محل ساخت بزرگراه مدرس را در سال 1349 مشاهده می کنید.

عکسی که مشاهده می کنید تصویری تاریخی از خیابان ولیعصر تهران در سال 1329 است که به عنوان یکی از اصلی ترین معابر شهر تهران از دیرباز مطرح بوده و نقش مهمی در زندگی روزمره شهروندان و همچنین جاذبه گردشگری این کلانشهر ایفا کرده است. اکنون خیابان ولیعصر با تغییر و تحولات زیادی مواجه شده، اما همواره یادآور تاریخ و فرهنگ غنی تهران است. تصاویر و اسناد تاریخی این خیابان به خوبی نشان دهنده توسعه شهری و اجتماعی در خلال دهه های گذشته است و می تواند منبعی برای پژوهشگران و علاقمندان به تاریخ تهران باشد. این خیابان بعد از جاده قدیم شمیران که امروزه خیابان شریعتی نام دارد، دومین مسیر اصلی برای رسیدن به شمیران و روستاهای اطراف آن بوده است.

بخشی از کاخ نیاوران که شامل دفتر کار فرح دیبا، همسر پهلوی دوم بود، به تازگی برای بازدید عموم بازگشایی شده است. مدیر کاخ موزه نیاوران با اعلام این خبر به همشهری می گوید: «به دلیل معماری کاخ نیاوران که به شکل تودرتو ساخته شده، تاکنون امکان بازدید از بخشی از فضاهای اختصاصی برای بازدیدکنندگان وجود نداشت. با تأمین راهنمایان موزه و تجهیزات حفاظتی، بخش دیگری از کاخ موزه که شامل اتاق کار همسر پهلوی دوم است، برای بازدید عموم بازگشایی شده است.» شهرود امیرانتخابی درباره علت بسته بودن این اتاق می گوید: «علت اینکه این بخش از کاخ امکان بازدید نداشته، معماری کاخ و تودرتو ساخته شده اتاق هاست. بازدیدکنندگان نمی توانند از دری وارد و از در دیگر خارج شوند. این موضوع به نیروهای راهنما و تجهیزات امنیتی بیشتری نیاز داشت که تاکنون فراهم نبود و در نتیجه این بخش فقط در اختیار پژوهشگران یا کارشناسان مجموعه کاخ نیاوران قرار داشت.»
برای بازگشایی این بخش اختصاصی کاخ موزه، چیدمان وسایل درست مانند عکس های موجود مستند شده است. امیرانتخابی ادامه می دهد: «مرمت وسایل اتاق ازجمله لوسترها، تلفن روی میز، فرش و همه جزئیات اتاق انجام شده و تمام وسایل درست مانند عکس ها به شکل مستند و مو به مو قرار گرفته است.» امیرانتخابی با تأکید بر اینکه این بخش از کاخ موزه نیاوران بخشی از تاریخ معاصر است، می افزاید: «کاخ نیاوران محل زندگی پهلوی دوم و خانواده او بود و از این رو برای درک آن برهه از تاریخ لازم است تمام بخش های کاخ در معرض دید مخاطبان قرار بگیرد؛ یعنی مخاطب موزه همانطور که از اتاق خواب ها و اتاق لباس و دیگر فضاها دیدن می کند، بتواند از اتاق کار هم بازدید کند. هم اکنون اتاق لیلا پهلوی، دختر پهلوی دوم به دلیل کمبود نیروی راهنما و تجهیزات امنیتی همچنان در معرض بازدید مخاطبان قرار ندارد.» مدیر کاخ موزه نیاوران می گوید: «اتاق کار پهلوی دوم چند سال پیش به مدت محدودی بازدید داشت اما به دلایلی که گفتم امکان بازدید گرفته شد. در تلاشیم به زودی امکان بازدید از این اتاق نیز برای بازدیدکنندگان فراهم شود و مخاطبان با مجموعه کاملی از تاریخ معاصر روبرو شوند.»

عزت ملک خانم، ملقب به اشرف السلطنه، همسر اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات دوره ناصرالدین شاه، نخستین زن خبرنگار در تهران قدیم بود. از این بانو به عنوان نخستین زن عکاس هم یاد می شود. عزت ملک خانم دختر امامقلی میرزای عمادالدوله دولتشاهی بود. او در سال 1241 به دنیا آمد و در سال 1250 با اعتمادالسلطنه ازدواج کرد. دختری جسور و کنجکاو بود و به همین دلیل به حرفه خبرنگاری علاقمند شد و در کنار همسرش با تولید خبر و مطلب و مواردی از این دست فعالیتش را شروع کرد. آن زمان اعتمادالسلطنه عهده دار امور مطبوعاتی بود و علاو بر آن مترجم و کاتب خصوصی ناصرالدین شاه هم بود و چیزی حدود 9 نشریه منتشر می کرد و بدین ترتیب نامش به عنوان نخستین وزیر انطباعات در تاریخ ایران به ثبت رسید.

بلوار کشاورز تهران، هم فال است هم تماشا! اگر اهل طبیعت گردی باشی، بوستان لاله، پاتوقی برای نفس کشیدن است، اگر اهل هنر و ادب باشی، می توانی سری به موزه هنرهای معاصر بزنی و اگر خدای ناکرده، مریض احوال باشی، صاف تو را می برند به بیمارستان امام خمینی در غربی ترین بخش این محله. قرار دادن برخی نمادهای بهاری در این روزها، بلوار کشاورز را نسبت به دیگر محله های تهران، چند قدم به بهار نزدیک تر کرده است؛ گلدان هایی به اندازه قد آدم ها که دور یک درخت را احاطه کرده و گروهی هنرمند، روی گلدان ها را زنده و هنرمندانه به گونه ای طراحی کرده اند تا ما تصور کنیم گلدان ها، شیشه ای اند و در آنها ماهی ها آزادانه به دور تنه درخت ها، می چرخند و شادی می کنند.
در این گزارش، قرار است کمی در پیاده راه این بلوار زیبا قدم بزنیم و دیروز و امروزش را از نظر بگذرانیم.

چهارراه استانبول که در برخی متون تاریخی از آن به عنوان «اسلامبول» یاد شده، یکی از چهارراه های قدیمی تهران، واقع در تقاطع خیابان های جمهوری و خیابان فردوسی، است که در گذشته های دور به جای فروشندگان پوشاک مردانه و دلارفروش ها، پاتوق کتابفروش ها بود. شمال غربی چهارراه استانبول یا اسلامبول، سفارت انگلیس و در جنوب شرقی آن سفارت آلمان و ترکیه واقع شده است. در منتهی الیه شرقی این چهارراه نیز میدان بهارستان قرار دارد. اکنون مهمترین کاربری این محدوده مربوط به صرافی ها و صنف لباس مردانه و فروشندگان لوازم شکار است که باعث شده این چهارراه چهره ای متفاوت نسبت به دوران گذشته پیدا کند. به تصویری که در سال 1343 شمسی در خیابان استانبول، تقاطع لاله زار، تهیه شده دقت کنید. روی تابلوی این فروشنده دستفروش که در کنار خیابان پاتوق کرده نوشته شده: «برای خدمت بیشتر به فرهنگ و بالابردن سطح معلومات مردم کتاب دوست؛ کتاب هر کیلو 100 ریال. از آثار برجسته و باارزش نویسندگان ایران و جهان.» جالب اینکه اکنون نیز با این نوع کسب و کار و فروشندگان کتاب در محدوده خیابان انقلاب اسلامی، مقابل دانشگاه تهران تا پارک دانشجو برخورد می کنیم. از کتاب های کمک درسی و دانشگاهی تا رمان های قدیمی؛ تازه باید پایان نامه های دانشجویی را هم به این اقلام فرهنگی قابل خرید و فروش اضافه کنید!

بر خلاف اشراف و ثروتمندان که مرغ و مسما یا انواع پلو و چلو می خوردند، غذای رایج در میان فقرای تهران قدیم عدسی بود. این غذا از خوراک های سالم و خوشمزه پرطرفدار به ویژه میان فقرا محسوب می شد. هر آشپزی برای پخت عدسی، سبک و روشی به کار می برد. یکی سیب زمینی نگینی داخلش می ریخت و دیگری از عدس ریزتر برای مزه بهتر استفاده می کرد، اما عدسی که غلیظ تر و رنگ و لعاب بیشتری داشت، طعمش هم بهتر بود. نخستین عدسی پزی ها در اصفهان منحصر به یک خانواده بود. بعدها یکی از اعضای همین خانواده به تهران آمد و پخت عدسی را رواج داد. عدسی پزها و عدسی فروش ها، عدس های پخته را در دیگ هایی می ریختند و در کوچه و گذرها دوره می گرداندند. گاهی هم در مکان های معین به ویژه روبروی نانوایی ها بساط پهن می کردند. عدسی در تهران بیشتر در فصل سرد سال پخته می شد.